مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

66

ميراث حديث شيعه

و بر اين‌كه قادر عالم مختار حكيم حىّ مُدرك مريد سميع بصير متكلّم صادق باقى است ، از افتتاح دعاى ارشاد نما مُبَرهن است ، و از براى حصول نجات و رفع درجات دنيا و عقبا [ و اثبات صانع ] كافى است كه خلق راه يابند از اين‌كه به محض فضل و كَرَم از ظلمت‌آباد عدم ، افاضهء چنين نورى نموده كه در عالم وجود ، از آن اعلا و اعظم ، تصوّر نتوان نمودن و بى وجود آورنده‌اى ( 1 ) كه جايز نباشد عدم او ، و نتواند بود كه هرگز نباشد و وجود او از مقتضاى ذاتش باشد و از غير نباشد ، نمىتواند وجود يابد . آيا نمىبينى كه هيچ كارى از كارها كه خواهش دارى ، حصول آنها را هرگز به خودى خود حاصل نمىتواند شد ، و هيچ ذره‌اى از ذرّات اين انجمن و پَر كاهى در اين خرمن ، بىآن‌كه محرّكى او را حركت دهد ، از جاى خود نمىجنبد ، و اگر چيزى كه نبودن او جايز است ، مىتوانست بىسببى هست شود ، بايست در عالم وجود ، نمودارى از آن به نظر رسد ، و اين معنى دالّ است بر اين كه چيزى كه تواند نباشد بىفاعلى نمىباشد . [ دليل حدوث عالم ] و از مقدّمهء دعاى هدايت‌نماى ظلمت‌زداى كه نور صبح و حركت آفتاب است ، وجود محرّك مستفاد است . پس دالّ است كه نقشى كه از قلم صنع ( 2 ) بر لوح وجود ، پرتو ظهور نور انداخته و حدوث يافته ، بعد از نابودن است ، و چون در اين ، فوايد بسيار و منافع بىشمار است ، پس فاعل آن ، قادر مختار و داناى كلّ حال است . [ دليل قدرت و علم و حكمت ] و باز با وجود حِصانت نُه چرخ بوقلمون و صيانت اين طارم هفت اورنگ گردون ، هر روزه نورِ نمايان آوردن ، و باز هر روزه با شدّت نوريّت در كتم عدم اصلى

--> ( 1 ) . خ ب : زنده‌اى . ( 2 ) . خ ب : علمى كه از نقش صبح .